سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
29
تاريخ ايران ( فارسى )
خويش برگشت . نجبا و اعيان كشور به طرف خراسان فرار كرده و از امير ديلمى يارى خواستند . نوح در حال نوميدى از سبكتگين كه حكومتى در غزنه مقابل سامانى تاسيس كرده بود امداد طلبيد و او قشونى بكمك نوح فرستاد كه در نزديكى هرات فتح قطعى حاصل نمود . جنگ مزبور بيشتر از اينجهت قابل ملاحظه است كه محمود پسرش غازى آيندهء اسلام در آن ميدان جنگيده است و بدينوسيله از نوح حقشناس برسم پاداش و انعام ولايت خراسان را گرفت و پيروزيهاى ديگرى هم يكى در طوس و آنديگر در نيشابور نصيب وى گرديد . منصور دوم فرزند و جانشين نوح داراى طبع موزون بود و قطعات چندى از او محفوظ مانده كه از آن جمله يكى اين است كه وقتى از وى پرسيدند كه چرا هيچوقت پادشاه لباس رزم را از خود دور نميسازد در جواب ميگويد : گويند مرا چون سلب خوب نسازى * مأوى گه آراسته و فرش ملون با نعره گردان چه كنم لحن مغنى * با پويهء اسبان چه كنم مجلس گلشن جوش مى و نوش لب ساقى بچه كار است * جوشيدن خون بايد بر عيبهء جوشن اسب است و سلاح است مرا بزمگه و باغ * تير است و كمانست مرا لاله و سوسن اين پادشاه رزمجو و جنگى در حيات نبود كه زوال سلسلهء خود را به چشم ببيند ، ليكن جانشين وى عبد الملك كه آخرين پادشاه اين سلسله است بدست ايلك خان از سلسلهء تركان كه در بالا ذكر شد دستگير و زندانى گرديد و در محبس هم درگذشت . دستگيرى عبد الملك در 389 هجرى ( 999 ) وقوع يافته و در اين تاريخ سلطنت سلسلهء سامانى زوال پيدا نمود ، اما بعد از يكدورهء درخشان يكصد و بيست و پنج سال ، گو كه اين درخشندگى يكنواخت و متوالى نبوده است . آل زيار 316 - 234 هجرى ( 1402 - 928 ) در زمان حكمرانى نصر دوم ولايت طبرستان مجددا به اسم خاندان على بدست حسن بن على اطرش فتح شده ولى پس از چند سال يعنى در 316 هجرى ( 928 ) يكنفر مرداويج نام بن زيار آن ناحيه را را با تدابير شخصى قبضه كرده سپس اصفهان و نواحى اطراف همدان را به تصرف درآورد و تأسيس